close
تبلیغات در اینترنت
ZXEFKGQ
loading...

ZXEFKGQ

رمان ، خواندن رمان به صورت قسمت به قسمت و فصل به فصل ، رمان عاشقانه

نویسنده شدن در وبلاگ یا سایت رمان

مرتضی سلیم خانیان بازدید : 3657 شنبه 30 آذر 1392 : 22:4 نظرات ()

با سلام 

رمان فا بعد از 130 روز دوباره به جمع  وب های رمان برگشت .

ما برای پیشرفت و ترقی سایتمون به پشتیبانی شما نیاز داریم . 

لطفا اگر سایت یا وبلاگ دارید ما را لینک کنید .

نویسندگان محترمی که قبلا به صورت افتخاری با ما همکاری میکردند میتونن اینجا اعلام کنن تا دوباره نویسنده بشن، همچنین کسانی که داوطلب نویسندگی هستند میتونن از بخش نظرات این پست استفاده کنن و به ما اطلاع بدن.

رمان کی فکرش رو می کرد؟ قسمت یازدهم (آخر)

مرتضی سلیم خانیان بازدید : 19461 جمعه 29 فروردين 1393 : 9:40 نظرات ()

یه نگاه به بردیا انداختم و گفتم:
ـ یه هفته شده ها...
سرشو تکون داد و گفت:
ـ بیخیال... زندگیتو بکن... یه هفته دیگه هم صبر کن بعد قشنگ برو جوابشو بده...
لبخندی زدم و گفتم:
ـ هنوز دلخوری!
سرشو تکون داد، دستمو از تو جیب پالتوم در آوردم و انداختم تو بازوش، بعد گفتم:
ـ خوب چیکار کنم؟ دلم واسه مامانم تنگ شده مامانتو دیدم!................................................................

رمان کی فکرش رو می کرد؟ قسمت دهم

مرتضی سلیم خانیان بازدید : 9881 جمعه 29 فروردين 1393 : 9:37 نظرات ()

نمیدونم چرا یهو همه ی حسم پرید! از دختره خوشم اومده بود، اما دوست داشتم برگردم خونه. احساس گناه میکردم، دلم میخواست با یکی درد و دل کنم! اما کسی رو نمیشناختم که بشه روش حساب کرد! چرا... داریوش هست! خفه شو وجدان، داریوش داره ازدواج میکنه. خوب مگه من چی گفتم؟ گفتم میشه روش حساب کرد، مگه نمیخوای با یکی حرف بزنی؟! چشمامو بستم و سرمو به دو طرف تکون دادم، نه....................................................................

رمان کی فکرش رو می کرد؟ قسمت نهم

مرتضی سلیم خانیان بازدید : 8959 جمعه 29 فروردين 1393 : 9:35 نظرات ()

اهمیت نمی دادم که داره بارون میاد، که هوا سرده، که دارم یخ میزنم و فقط یه تیشرت تنمه!
واقعا تو این لحظه هیچکدوم اهمیت نداشتند! فقط این مسیر اهمیت داشت که تهش میرسد به هنرستان تنها هنرستان این اطراف یا بهتر بگم میرسید به نسیم!
به جز من هیچکی تو خیابون نبود، کسی انگیزه ای نداشت که بخواد زیر بارون بیاد بیرون!
بدو خیس شدی!...............................................................................................

رمان کی فکرش رو می کرد؟ قسمت هشتم

مرتضی سلیم خانیان بازدید : 8209 جمعه 29 فروردين 1393 : 9:32 نظرات ()

یا امامزاده بیژن، این غولتشن کی پیداش شد؟ یه نگا به مسیح انداختم؛ پشتم به ورودی به اصطلاح مخفیگاهمون بود، کلای سویی شرتمو انداختم روی سرم تا صورتم معلوم نباشه، به مسیح نگا کردم، سرشو تکون داد ینی در رو، این یارو هم هنوز وایساده بود، نفس عمیقی کشیدم و برگشتم، سرمو انداختم پایین و با سرعت دویدم، یارو از این آدمای مذهبی بود، واسه همین دست بهم نمیزد، زیر چشی یه نگا به مسیح انداختم که به طرف دیوار رفت،.........................................................

رمان کی فکرش رو می کرد؟ قسمت هفتم

مرتضی سلیم خانیان بازدید : 8669 جمعه 29 فروردين 1393 : 9:29 نظرات ()

یه بلوز مشکی با یه شلوار ورزشی سفید که خطای مشکی داشت پوشیدم و پاورچین پاورچین کفاشامو گرفتم دستم و دررفتم، با صدای مامانم که داشت اسممو جیغ میکشید از پله ها رفتم پایین و الاف زالزالک خانوم شدم. چند دقیقه بعدم اون اومد. زالزالک خانوم، به به، خانوم تشریف فرما شدن، چه الکی الکی ستم کردیم، البته از پایین به بالا!! یه شلوار مشکی که خطای سفید داشت با سویی شرت سفید پوشیده بود. سرشو به نشونه ی سلام تکون داد، سلام کردم که یهو جنی شد و داد کشید که:
ـ احترام بذار!......................................................................

رمان کی فکرش رو می کرد؟ قسمت ششم

مرتضی سلیم خانیان بازدید : 8277 جمعه 29 فروردين 1393 : 9:27 نظرات ()

همونجور که داشتم میرفتم تو پارکینگ تا ماشین رو بیارم حرص می خوردم و زیر لب غر میزدم!
هه هه ایلیا جان! حالا خوبه تا دیروز چشم دیدن این پسره رو نداشتا...
هییییی دختره ی پررو! مسیح حرص نخور اصلا لیاقت تو رو نداره!
ایول این یکی رو خوب اومدی لیاقتش همون ایلیا جونش!
اصلا مسیح جان تو نمی خواد فکر کنی! طبق معمول نفس عمیقی کشیدم تا اروم بشم و به سمت ماشین رفتم !
جلوی پای مرجان که داشت با سامان حرف میزد ترمز کردم وبوق زدم که از بچه ها خداحافظی کرد و با لبخند اومد سوار شد!..................................................

رمان کی فکرش رو می کرد؟ قسمت پنجم

مرتضی سلیم خانیان بازدید : 9211 جمعه 29 فروردين 1393 : 9:25 نظرات ()

از ساختمون که خارج شدم با چشم دنبال سامان اینا گشتم کمی اونطرف تر وایساده بودند با لبخند رفتم سمتشون وقتی رسیدم بهشون دستم رو بردم جلو و با هاشون دست دادم و گفتم:
-به سلام پسرای گل!
سه تاشون سلام کرد و سهند گفت:
باور کنید من هنوز به این شک دارم تو چطوری مخ این دختره رو زدی؟-
تو دلم براش زبون درآوردم و باخودم گفتم :تا چشمت درآد بچه پرو...................................................................

رمان کی فکرش رو می کرد؟ قسمت چهارم

مرتضی سلیم خانیان بازدید : 10679 جمعه 29 فروردين 1393 : 9:23 نظرات ()

جملم رو کامل کردم و گفتم:
-نه اعتقاد ندارم
و با همون خونسردیم زل زدم تو چشماش! حرفی نزد فقط با تعجب نگام کرد نگاهی به ساعت موبایلم کردم داشت دیرم میشد ! دوباره سرم رو بلند کردم ومنتظر نگاش کردم که انگار از حالت تعجب درومده بود که گفت:
-ولی باید اعتقاد داشتی باشی!
-چرا اونوقت؟؟
-چون کسی که این عشق رو تجربه کرده رو به روت وایساده!............................................

رمان کی فکرش رو می کرد؟ قسمت سوم

مرتضی سلیم خانیان بازدید : 9771 جمعه 29 فروردين 1393 : 9:20 نظرات ()

با سرعت جت رفتم تو خونه و سعی کردم هرچه یواش تر برم تو اتاقم که نشد، آه مظلومی کشیدم، چرا من شانس ندارم؟!
بابام: علیک سلام
زدم تو پیشونیم،اُه اُه بدبخت شدم برگشتم سمتش و گفتم:
من-به سلام بابای گلم،باور کن متوجه نشدم که اومدین
و یه لبخند مظلومی بهش زدم
بابا: برو بچه منو خر نکن....................................................

تعداد صفحات : 146

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
رمان ، خواندن رمان به صورت قسمت به قسمت و فصل به فصل ، رمان عاشقانه
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • موضوعات

  • الف
  • ب
  • پ
  • ت
  • ث

  • ج
  • چ
  • ح
  • خ
  • د
  • ذ

  • ر
  • ز
  • ژ

  • س
  • ش
  • ص

  • ض

  • ط
  • ظ

  • ع
  • غ
  • ف
  • ق
  • ک
  • گ
  • ل
  • م
  • ن
  • و

  • ه
  • ی
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 1457
  • کل نظرات : 1012
  • افراد آنلاین : 24
  • تعداد اعضا : 71
  • آی پی امروز : 624
  • آی پی دیروز : 914
  • بازدید امروز : 2,611
  • باردید دیروز : 5,069
  • گوگل امروز : 350
  • گوگل دیروز : 679
  • بازدید هفته : 20,898
  • بازدید ماه : 32,607
  • بازدید سال : 498,883
  • بازدید کلی : 11,217,014